![]() |
![]() |
|
|
با نوشتن اين وبلاگ ، ميخواستم يه عشقي پيدا كنم كه بعدها مثل افسانه براي همه ماندگار بشه و توي دنيا تك باشه. با كمال تشكر از همه دوستان با معرفتي كه تا حالا هم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:11 توسط یاسین |
|
دوتا چشمام همه جا دنبال تو ميگردن کسي مثل تو نشد،کسي مثل نبود کاشکي ميشد دوباره باز همو پيدا بکنيم کسي مثل تو نشد،کسي مثل نبود زندگي با عشق تو رنگي داره برام کسي مثل تو نشد،کسي مثل نبود
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:39 توسط یاسین |
|
|
چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديد و ... نه نمیتونم چیزی بگم ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:15 توسط یاسین |
|
|
ميدونم برات عجيبه پس از ديدار تو همواره شادمان بوده ام ولي دائم در نگراني نگران اينکه شايد از من نا اميد شوي نگران اينکه دوستي مان به پايان برسد نگران اينکه شايد از بودن با من شاد نباشي نگران اينکه شايد براي تو اتفاقي بيفتد عاشق تو شده ام وشايد نگراني فراوان من به خاطر عشق من به توست I love you so much Since I met you I havebeen so happy Except that I find Myself worrying all the time Worrying that I might disappoint you Worrying that our relationship might end Worrying that you might not be happy Worrying that something might happen to you I have fallen in love with you And I guess I worry so much Because I care about you so much
نمي خواهم نمي خواهم تورا عوض کنم خود تو بسيار بهتر از من مي داني چه به صلاح توست..... نمي خواهم تو نيز مرا عوض کني از تو مي خواهم من را همان گونه که هستم بپذيري و به من احترام بگذاري اين چنين مي توانيم پيوندي استوار با ريشه در واقعيت و نه در رويا بنا نهيم
I do not want I do not want to change you you know whatis best for you Much better than me I do not want you to change me Iwant you to accept me and respect me The way i am In this way we can build Astrong relationship Based on relity rather than a dream
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:45 توسط یاسین |
|
|
وای دلم گفتم نرو ، پر پر میشم گفتی میخوام رها باشم گفتم آخه عاشق شدم گفتی میخوام تنها باشم گفتم دلم گفتی بسوز گفتم یه عمری باز هنوز گفتم پس عمرم چی میشه گفتی هدر شد شب و روز وای دلم گفتم آخه داغون میشم گفتی به من خوش میگذره گفتم بیا چشمام به تو گفتی آخه کی میخره گفتم مرا جنس میدیدی گفتی آره بی قیمتی گفتم یه روز کسی بودم با من نکن بیحرمتی گفتم صدام میگیره باز گفتی به درد ، بسوز ، بساز گفتم تمنا میکنم گفتی میخوام خوردت کنم گفتم بیا بشکن تنو گفتی فراموش کن منو گفتی فراموش کن منو وای دلم وای دلم که تا ابد عاشق می ماند... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:23 توسط یاسین |
|
|
کاش قلب ها در چهره ها بودند... کاش قلب ها در چهره ها آنگاه، نيرنگ ها رنگ مي باخت وديگر دلي نمي شکست اگر اين چنين مي شد چه خوب مي شد است. نفس کشيدن در چنين دنيايي که دروغ، در آن بي معني چه لذت نابي دارد ريا،در مقابل چنين پرده صداقتي،رنگ مي بازد و چاپلوسي، مجالي نمي يابد تا ابراز وجود کند اي کاش، تنها همين اي کاش، به حقيقت مي پيوست... تا ديگر با نگاه کردن در چهره معشوق مي شد به حقيقت وجودي اش پي برد... اي کاش چنين مي شد... تا ديگر دل به حرف هاي پر از ريا نمي بستيم...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:4 توسط یاسین |
|
|
جمله من عاشقم این روزا تکراری شده ، یه بهونه واسه گذار بیکاری شده عاشقی گم شده و عشق دیگه اون هویت قدم رو نداره فکر نکن که عاشقی یک لحظه خیره شدنه روز و شب نالیدنه ، زود یا دیر خابیدنه رنگ و زیبایی ملاکه عشق نیست ، عشقی که از رنگ و زیبایی بیاد اون عشق نیست یه نسیم گذرونه ، عاشقی سوز درونه عشق مثل پر پروانه لطیفه ، مثل شبنم پر پاکی ، مثل دریایی وسیعه ، سر بزیرو بی دریغه خیلیا فکر میکنن که عاشقی گفتن جمله دوستت دارمه هر کی رو دیدن که آب و رنگ داره ، زود میگن اون خودشه اون یارمه هر کی رو دیدن که آب و رنگ داره ، زود میگن اون خودشه اون یارمه ، دلدارمه نور ماه تارمه |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:47 توسط یاسین |
|
|
این بار ميخوام يه حقيقت تلخ رو بهتون بگم ، خوب توجه کنید يه نفر خوابش مياد و واسه خواب جا نداره ، يه نفر يه لقمه نون برای فردا نداره يه نفر مي ارزه امضاش به هزارتا عالم ، اما يکي بعد از عمري رنج و زحمت امضا نداره بعضي قلبها دنيايي واسه خودش داره ، يه چيزايي توش داره که توي دنيا نداره ، هميشه تو دنيا کلي فرق بين آدمها ، اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره یه نفر تمامم روزاش پر زا رنج و سختیه ، هیج روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:47 توسط یاسین |
|
|
نرو ، تو هم مثل من نمي توني دووم بياري ، نرو |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:28 توسط یاسین |
|
يعني بايد باور کنم ديگه نيستي ؟ يعني بايد باور کنم؟ چه جوري ميتونم اون همه خاطراتتو يه شبه پرپر کنم يکي دو روز نيست ، آخه صحبت يه عمره که دارم براي تو ميميرم ميدونم محاله بدون تو نميتونم يه لحظه رو سر کنم مگه فکر کردي من بازيچم که يه روز ميگي دوستم داري و فرداش ميري آخه چه جوري باورکنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نميتونم بگو کي اومد بجاي من افتادم از چشماي تو نگو لايق تو نبودم يعني بايد باور کنم ديگه نيستي ؟ يعني بايد باور کنم؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:25 توسط یاسین |
|
عاشق نبودی تو من عاشقت بود در قبله گاه عشق بودی تو معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم من با نفسهایم نام تو را خواندم روزی که میگفتی من با تو میمانم روزی که دانستی من بی تو ممیرم روزی که با عشقت بستی به زنجیرم بازنده من بودم ، این بوده تقدیرم خوش باوری بودم پیش نگاه تو هر دم زه چشمانت خواندم کلامی نو عشق تو چون برگی در دست طوفان بود دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود روزی به من گفتی دیگر نمیمانم گفتم که میمیرم ، گفتی که میدانم باور نمیکردم ، هرگز جدایی را آن آمدن با عشق ، این بی وفایی را عاشق نبودی تو من عاشقت بود |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:30 توسط یاسین |
|
ميدوني که بي تو ميميرم نباشي اگه با کسه ديگه اي آشناشي من جز تو که ديگه کسي رو ندارم ميميرم اگه يه روز از من جدا شي توی دستهاي عاشق تو جون ميگيره آرزوهاي من واسه چشماي ناز تو ميميره چه آسون چشماي من بي تو ميميرم .. ميدوني يا نه .. مال من باشي .. ميتوني يا نه .. بي تو ميميرم .. ميدوني که بي تو ميميرم
ميدوني که براي تو من بيقرارم فکري بجز چشماي خيست ندارم تو مثل خورشيد ميموني واسه من نباشي ، سياه ميشه روزگارم عاشق بودي که ببيني چي کشيدم از اين تنهايي نميدوني تو که چقدر سخت برام بي تو فردايي واسه قلب من ميموني يا نه بي تو ميميرم ميدوني يا نه بي تو ميميرم ميدوني که بي تو ميميرم
انت ايه؟
انت ايه؟ دموعي حبيبي تهون عليك
مش حرام؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:43 توسط یاسین |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:59 توسط یاسین |
|
لحظه در لحظه به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیکترازمن ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شـــبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرحم لحظه درلحظه عذابه لحظه های منِ بی تو تجربه کــردن مرگـه زند گـی کردن بی تو من که در گریزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گریه شب به تو هجرت کرده بودم با گل و سنگ وستاره از توصحبت کرده بودم خلوت خاطره هام رو با تو قسمت کرده بودم لحظه درلحظه عذابه لحظه های منِ بی تو تجربه کــردن مرگـه زند گــی کردن بی تو خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی من پر از میل زوالم عشقه من تو در چه حالی عشقه من تو در چه حالی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:1 توسط یاسین |
|
|
شايد اگر دايم بودي کنارم ، يه روز ميديدم که دوست ندارم مي خوام برم که تا ابد بمونم ، سخت براي هر دومون ميدونم فکر نکني دوري و اينجا نيستي ، قلب من اونجاست تو تنها نيستي
خودم ميرم عکسام ولي تو قابه ، ميشنوه حرفو ولي بي جوابه رفتنه من شايد يه امتحانه ، واسه شناخت تو ، توي اين زمونه
غصه نخور زندگي رنگارنگه ، يه وقتايي دور شدن هم قشنگه مراقب گلدون اطلسي باش ، يه وقتايي منتظر کسي باش کسي که چشماش يه کمي روشنه ، شايد يه کمي شبيه منه ![]() در گلستان هنگام خزان * رهگذر بود یکی تازه جوان
صورتش زیبا قامت موزون * چهره اش غم زده از سوز درون
دیدگان دوخته بر جنگل وکوه * دلش افسرده ز فرط اندوه
با چمن درد ودل آغاز نمود * این چنین لب به سخن باز نمود
گفت آن دلبر بی مهر و وفا * دوش می گفت به جمع رفقا
در فلان جشن به دامان چمن * هر که خواهد که برقصد با من
از برایم شد گر از سنگ دل * کند آماده گلی سرخ و قشنگ
چه کنم من؟ در این دشت و دمن * گلی سرخ نبود وای به من
![]() در همان جا به یر شاخه بید * بلبلی حرف جوانی را بشنید
دید بیچاره گرفتار غم است * سخت افسرده زرنج واسم است
گفت باید دل او شاد کنم * روحش از بند غم آزاد کنم
رفت تا بادیه ها پیماید * گل سرخی به کف آرد شاید
جستجو کرد فراوان و چه سرد * که گل سرخ در آن فصل نبود
هیچ گل در همه گلزار ندید * جز یکی گلبن گلبرگ سپید
گفت ای مونس جان یار قشنگ* گل سرخی ز تو خواهم خون رنگ
هر چه بایت کنم تسلیمت * بهترین نغمه کنم تقدیمت
گفت ای راحت دل ای بلبل * آنچنانی که تو می خواهی گل
قیمتش سخت گران خواهد بود * راستش قیمت جان خواهد بود
بلبلک کامده بود آن همه راه * بود از محنت عاشق آگاه
گفت برخیز که جان خواهم داد * شرف عشق نشان خواهم داد
گفت گل سینه به خارم بفشار * تا شود در دل پر خون تو خار
از دلت خون چو بر این برگ چکید * گل سرخی شود این برگ سپید
سرخ مانند شقایق گردد * لاله گون چون دل شقایق گردد
تا سحر نیز در این شام دراز * نغمه ای ساز کن از آن آواز
شب هوا خوش همه جا مهتاب است * این چنین آب و هوا نایاب است
بلبلک سینه خود کرد سپر * رفت سر مست در آغوش خطر
خار آن گل همه تیز و خون ریز * رفت اندر دل او خاری تیز
سینه را داد بر آن خار فشار * خون دل کرد بر آن شاخه نثار
برگ گل سرخ شد از خون دلش * مهر بود آری در آب و گلش
شد سحر بلبل بی برگ و نوا * دگر از درد نمی کرد صدا
جان به لب سینه دل چاک زده * بال و پر برخش و خاشاک زده
گل به کف در گل و خون غلط زنان * سوی ماوای جوان گشت روان
عاشق زار در اندیشه یار * بود تا صبح همان جا بیدار
بلبل افتاد به پایش جان داد * گل بدان سوخته ی حیران داد
هر که می دید گمانش گل بود * پاره های جگر بلبل بود
سوخت بسیار دلش از غم او * ساعتی داشت به جان ماتم او
بویه اش داد و وداعی به نگاه * کرد و بر داشت گل افتاده به راه
![]() دلش آشفته بُد از بیم و امید * رفت تا بر در دلدار رسید
بنمودش چو گل خوشبو را * دخترک کرد ور انداز اورا
قد و بالای جوان را نگریست * گفت افسوس پُزت عالی نسیت
گر چه دم میزنی از مهر و وفا * جامه ات نیست ولی در خور ما
پشت پا بر دل آن غم زده * خنده بر عاشق ماتم زده زد
طعنه ها بود به هر لبخندش * کرد پر پر گل و دور افکندش
وای از عاشقی و بخت سیاه * آه از دست پر پرویان ،آه !
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 14:24 توسط یاسین |
|
|
کاش مي شد عشق را تفسير کرد خواب چشمان تو را تعبير کرد کاش مي شد همچون گلها ساده بود سادگي را با تو عالم گير کرد کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد
If it should happen that your dreams Are shattered Don’t be afraid Have the courage to pick the pieces And smile at the world For dreams that are easily shattered Can just as easily be rebuilt
اگر روياهايت در هم شكستند نگران نباش جرات داشته باش،تكه ها را بردار و به دنيا لبخند بزن چون روياهايي كه به اين راحتي شكستند مي شود به همان راحتي انها را از نو ساخت
من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم. اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست اکنون که باهايم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:27 توسط یاسین |
|
|
خدايا سه عشق مي خواهم: 1)عشق به خودت 2)عشق به کساني که تو را دوست دارد 3)عشق به هر عملي که مرا به تو مربوط مي سازد ديروز آفتاب چشمانت شوق زيستن را در من زنده کرد امروز خورشيد نگاهت در امتداد ساحل خاطره ها غروب غم انگيز دارد فردا از آن همه روشنايي کور سويي باي نخواهد ماند ![]() آنگاه که تو نباشي خورشيد نخواهد درخشيد ستارگان خاموش مي شوند گل ها پر پر مي شوند پرندگان آواز سر نخواهند داد و قلبها مي ميرند ووقتي قلبها مردند منم خواهم مرد عشق يعني دو نگاه غريب عشق يعني تکيه گاه غربت عشق يعني پايان تنهايي عشق يعني ايستگاه محبت عشق يعني ساحل شادي با هر چه عشق نام تو را ميتوان نوشت با هر چه رود نام تو را ميتوان سرود بيم از حصار نيست که هر قفل بسته را با دستهاي روشن تو ميتوان گشود پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون حرف دل است دل را دوست دارم چون مخزن عشق است عشق را دوست دارم چون مرا زنده کرده است و تو را توي قلب من جاي داده است ![]() ميگي عاشق باروني اما وقتي بارون مياد چتر ميگري بالا سرت ميگي عاشق برفي اما طاقت بک گلوله بر رو نداري ميگي عاشق پرنده هايي اما اونا رو ميزاري تو قفس ميگي عاشق گلهايي اما اونا رو خيلي راحت از شاخه جدا ميکني پس چطوري انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقمي ![]() آنکه دائم هوس سوختن ما ميکرد کاش مي آمد و از دور تماشا ميکرد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:11 توسط یاسین |
|
|
(( بنام شقايق هاي وحشي و گلهاي اسير گلدان )) اگر دريا به ساحلش ،اگر آسمان به ابرهايش، اگر ابرها به رعد و برقش، اگر يوسف به زليخاه، اگر ليلي به مجنون ،اگر من به تو ،اگر آسمان به زمين برسد هيچ نمي تواند مرا از تو جدا کند اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم اي کا ش خدا سه چيز را نمي آفريد: عشق غرور دروغ تا به خاطر عشق از روي غرور دروغ نگيم اگر روزي هزار نفر دلشون برات تنگ بشه بدون اوليش منم اگر صد نفر دلشون تنگ شد مطمئن باش اوليش منم اگر ده نفر دلشون برات تنگ شده حتما اوليش منم اگر هيچ کس دلش برات تنگ نشد شک نکن من مُردم دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن دنبال دارايي ها نرو چون کم کم افول مي کنند دنبال کسي باش که باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يک لبخند ميشه روز تيره ات را روشن کني کسي را پيدا کن که تو را شادکنه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:35 توسط یاسین |
|
|
تو رو مي خوام ... تو رو می خوام با تو شبام پر ستارس ، فصل تولدي دوبارس دوست دارمت واسه هميشه ، هيچ کسي مثل تو نميشه وقتي که ميگي اينجا بمون ، پر ميکشم تا به آسمون از خوشي پر ميشه قلبامون ، غم ميره از دل و دنيامون واي بگو عشقو از توي چشام ، از شب قصه ها بگو برام گرمي دستاي تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام واي اگه گم بشي پيدا نشي ، از خودم از دلم جدا بشي شب بشه روز بشه تو نباشي ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام دستاي توي ساحل عشقه ، دنياي من با تو بهشته انگاري يکي ميون قلبم ، اسم قشنگتو نوشته خنده تو چه عاشقونس ، بوسه تو چه بي بهونس ديدن تو مثل يه روياس ، فرصت شادي و تولد گرمي دستاي تو رو مي خوام تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام ، تو رو مي خوام
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:27 توسط یاسین |
|
|
به کودکي گفـتند عشـق چيست ؟ گفت بازي. به نوجواني گفتند عشق چيست؟ گفت رفيق بازي. به جواني گفتنــد عشق چيست ؟ گفت پول و ثروت. به پيرمردي گفتند عشق چيست ؟ گفت عمر. به عاشقي گفــتنـد عشق چيسـت ؟ چيزي نگفت آهي کشيد و سخت گريست. *************** از آتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من سوزانتر است از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من زيباتر است از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من عاشق تر است. از خودش پرسيدم تو کيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:24 توسط یاسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آذر 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|